از کودکی عاشق نوشتن بودم ،کلمات همچون امواج دریایی در من تلاطم می کند و قلم در رقصی زیبا ،کلمه ها را بر روی اوراق نقاشی می کند و گاه در می یابم که این منم ،شاهد رقص قلم و اهنگ ابهامی غلیظ که بر روی صفحات ،کم کم نمایان می شود .باورم این است که دانایی در فهم نادانی است و نادانی یعنی پرسش های بی انتهایی که ما را به اندیشیدن می نشاند و ما غرق اندیشه در خلق اندیشه ایم.نوشتن،راهی است برای بیان خود و مشاهده ی خود آنچنان که هستیم و این هست بودن،فرایندی جاری است بدین معنا که در یابیم ،من آنی هستم که می شوم .یعنی ادمی ،خود را خلق می کند که کیست
رضا10/30