ساز چشمانم که از سکوت بی صدا گریستن به لغرش نت های اشک رسید..احساس در قله های کوهستان به اوج صعود رسیده بود..چه کسی می داند که اشکچشمان جقدر مقدس تر از اوای حروفی است که بی معنا در لب ها میجرخند
رضا۱۰/۲۳
پنجشنبه بیست و سوم دی ۱۴۰۰ | 23:20