اندیشه و تفکر ،ریشه آگاهی است .این آگاهی یا بصورت غریزی و فطری در نهاد ما ذخیره شده است یا از طریق تفکر و تعقل ،قابل دستیابی و به ظهور رساندن است .آنچه مهم تر است اندیشیدن و خلق اندیشه و آگاهی است زیرا می توان با همین اندیشه ؛ابزاری برای شکل دادن به آن و تجسم بخشیدن به آگاهی را ایجاد کرد مانند انواع کارخانه ها ؛ربات ها ،دستگاهها و حتی انسانها که تلاش میکنند تا تفکری خلاقانه را در عمل پیاده کنند .انسان ،اندیشیدن است و اندیشه ای پایدار است که در تطابق با نور حقیقت باشد .خداوند نور است و نور به معنای آگاهی است که می نمایاند و قابل مشاهده می کند هر آنچه نا پیداست.اگر در اندیشیدنی بدان که در مقام انسانیت قرار گرفته ای و اگر در حال عمل بی اندیشه و فاقد هوشیاری هستی بدان که از انسان بودن فاصله گرفته و همچون ابزاری در خدمت دیگری هستی.
رضا10/18