ما چند لحظه طولانی تر شدن شب را جشن نمی گیریم بلکه به رقص و شادی و لبخند هستیم زیرا از فردا ،خورشید بیشتر در آسمان می ماند ،دانه ها در زیر خواب شروع به رویش می کنند و در رگهای درخت ،جریان گرم زندگی حرکت می کند . در چنین روزی ریختن خون حتی حیوانات و همین طور جنگیدن ممنوع بود.مردم به احترام اهورامزدا و مهر دور هم جمع میشدند و سفرهای به نام میَزد(بهمعنای میزبانی) در این شب پهن میکردند که در آن میوههای فصل و خشکبار وجود داشت که در اصطلاح لُرک گفته میشود.به استقبال خورشید می رویم ،خورشید، نماد نور به معنای خرد و آگاهی ،نماد گرما، به معنای حیات و زندگی ،نماد مرکز عالم برای رقص طواف افرینش است .به جشن نشسته ایم ورود به روزی را،که با خورشید گرم تر و روشن تر می شود .ما به جشن خرد ورزی و مهرورزی می رویم تا به یاد اوریم خورشید تعقل درون را بیافروزیم به اندیشیدن و ادراک و تعقل .ریشه ی افرینش در نور خرد است و ما نور را به رقص وشور در جشن وسروریم .
رضا9/30