بانوی من....
زندگی رنجی شاید باشد ..
بی انتها....
دردی که به عصیان می کشد
هر لحظه و هر نفس را
گاه با خود می خوانم
چگونه از پیراهن تنگ دلتنگی
رها گردم به یک نگاه.
بانوی من
زندگی شاید اندوهی است
بی پایان
تهی گشتن دل از گرمای یک کلام
سرد شدن ادمی در فاصله های بی پایان
بانوی من
زندگی هر جه که هست تو بدان
لبخند توست
تنها دلیل رقص من با این رنج ها
دردها
اندوه ها
رضا۱۰/۲۴
جمعه بیست و چهارم دی ۱۴۰۰ | 17:7