کودک شدن بدین معنا نیست که بصورت کودکانه عمل کنیم ،زیرا رفتارهای کودک بر اساس غریزه است و در فرایند رشد است که آگاهی و تعقل در رفتارهای ما نقش اساسی ایجاد می کند انچه که در کودک بودن مطرح است ،در اسارت دانسته های ذخیره شده نبودن و تهی بودن از کینه و پیش داوری و پیش فرضی است که همه به نوعی ریشه در دانش ذخیره شده دارد ،دانشی که ما اموخته ،یا کسب کرده یا پذیرفته ایم و تصور میکنیم حقیقت محض است و به دنبال فهم و دانش دیگری نمی رویم .کودک بودن یعنی اسیر دانسته ها و پیش فرضها نبودن،یعتی سوار بر دانش گذشته در اکنون هوشیاری و جاری بودن .همین گونه در پاکسازی ذهن ،هدف پاک کردن دانش ذخیره شده نیست .زیرا ذهن کتابخاته ای است که کل دانش حاصل از پذیرش ها و تجارب ما در آن ذخیره می شود .و هیچ دانشی حقیفت مطلق نیست و هر نتیجه ای وابسته به کلی پارامترهاست که اصل عدم قطعیت را ایجاد می کتد .پاکسازی ذهن یعنی کیته ها،قضاوت ها ،افکار منفی ای که ما پذیرفته ایم و باعث کاهش باور به توانایی ما یا ایجاد زخم های عاطفی شده را فراموش کنیم و با استفاده از ابزار دانش گذشته و سوار بر آن نه در اسارت آن ،در اکنون حضوری هوشیارانه و مشاهده کننده داشته باشیم .به نوعی پاکسازی ذهن ،یعنی خود را از اسارت دانسته های ذخیره شده رها کرده و به سوی طراوت فهم تازه و نادانسته ها حرکت کنیم و این کار مشکلی است که همیشه خود را تازه و تهی و رها از دانسته ها قرار دهیم تا دانسته ها ابزار ما باشند نه ما ،ابزار انها.
رضا۱۰/۱۹