رقصنده    با    باد

حیرانی

از تو می نوشتم...همیشه از تو می نوشتم..گاه در رقص حروف و گاه در سکوت....گاه در بیان دریا و گاه در وصف جنگل و سکوت کوهستان..تا چشمانت در چشمانم ..نگاه شد...و زلال شعری عاشقانه از ژرفای وجودم شروع به سرودن ..رودخانه زلال حضورت گشت...عاشق شدم..عشق را در لبریز گشتن ظرف ادراکم ..فهمیدم ..شعر به شعر غزل شدم...ترانه شدم..ساز شدم و نواختم هر لحظه تو را...از خواب تا رویا ..از رویای تو تا رویای با تو بودن..زمان عبور می کرد و ما در فراز پلی زیبا بر زمان ایستاده ..زندگی را میسرودیم...تا در غروبی دلتنگ....خورشید بودنت مرا به افتاب هدیه کرد....زمان را دیگر نشانی نیست..کلامی نیست..حروفی نیست...به حیرت رسیده ام در آغوشت و حیرانم از وصف تو ....نه می دانم چقدر عاشقانه دوستت دارم ..نه پیمانه ای و معیاری است و نه وصفی در بیان تو..تنها منم و حیرت ...شبنمی میرقصد در گلبرگهای صبحگاهی...خورشید در قلبش میرسد به جاودانگی
رضا۱۰/۲۲

چهارشنبه بیست و دوم دی ۱۴۰۰ | 9:19
رضا
مشخصات وب
رقصنده    با    باد
  • صفحه اصلی
  • پروفایل مدیر
  • آرشیو وبلاگ
  • عناوین نوشته ها
پیوندها
  • ادرس تلگرام نوشته هام
  • نقد خویشتن
پیوندهای روزانه
  • کاکتوس
  • آرشیو پیوندهای روزانه
آرشیو وب
  • مهر ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • مرداد ۱۴۰۲
  • تیر ۱۴۰۲
  • خرداد ۱۴۰۲
  • اردیبهشت ۱۴۰۲
  • فروردین ۱۴۰۲
  • اسفند ۱۴۰۱
  • بهمن ۱۴۰۱
  • دی ۱۴۰۱
  • آذر ۱۴۰۱
  • آبان ۱۴۰۱
  • مهر ۱۴۰۱
  • شهریور ۱۴۰۱
  • مرداد ۱۴۰۱
  • تیر ۱۴۰۱
  • خرداد ۱۴۰۱
  • اردیبهشت ۱۴۰۱
  • فروردین ۱۴۰۱
  • اسفند ۱۴۰۰
  • بهمن ۱۴۰۰
  • دی ۱۴۰۰
  • آذر ۱۴۰۰
  • آبان ۱۴۰۰
  • مهر ۱۴۰۰
  • شهریور ۱۴۰۰
  • مرداد ۱۴۰۰
  • تیر ۱۴۰۰
  • خرداد ۱۴۰۰
  • اردیبهشت ۱۴۰۰
  • فروردین ۱۴۰۰
  • اسفند ۱۳۹۹
  • بهمن ۱۳۹۹
  • دی ۱۳۹۹
  • آذر ۱۳۹۹
  • آبان ۱۳۹۹
  • آرشيو

آمارگیر وبلاگ

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای رقصنده    با    باد محفوظ است .