آدمی مسافر است، اگر در مقام آدمیت باشد ،نه تنها سفر ،در حجم فضایی که ناگزیر از سکونت در زمین است .نه تنها سفر جسم،و در جهات جغرافیایی ،بلکه او مسافر آگاهی است .از سرمستی اندیشه ای در رقص ، به رقص در اندیشیدن و اندیشه ای دیگر .این سفر را هیچ پایانی نیست .انکه مقیم اندیشه ای می شود و پای خود را از سفر میبندد ،با زندگی بیگانه است .زندگی ،حرکت از قفس تا زندان نیست .از شور سرمستی عقل است تا عروج اندیشیدن در بی انتهای خرد.....
رضا10/26
یکشنبه بیست و ششم دی ۱۴۰۰ | 21:28