و ابراهیم(ع) را در آتش سوزان افکندند و ما تصور کردیم که چه مرومیت از گردش و تفریح و لذت بر اوست و او در گلستان به سرودن اوای عاشقی و بندگی در لذت بود ،و یاران رسول را در دره شعیب به گرسنگی و تشنگی ،آزار میدادن و ما تصور میکردیم آنها خود را از لذت محروم کرده اند در حالیکه آنان با لذت ،در هماغوشی بودند .مجنون در بیابان با خیال و خاطر لیلی در رقص عاشقی و پرواز بر اوج خوشبختی است و ما در او محرومیت از لذتها را می بینیم.گاه این ابهام پیش میاید که فردی با انتخاب هدفی و یا تعهدی ،خود را از لذتها و پیشرفتها محروم کرده ،وبرای این موضوع ،دچار خسران و زیان شده و باید طلبکار باشد .در حالیکه ، هر فردی با انتخاب خود ،راهی را برمیگزیند ،او انتخاب میکند که هدف متعالی اش چه چیزی است ،او انتخاب می کند با فردی ازدواج کند و....و این انتخاب او ،باعث میشود که لذت و ارامش و خوشبختی خود را در با او بودن ،بیابد و این باعث می شود که از خیلی از چیزهایی که ما در آن لذت می بینیم ،با اراده خود و برای لذتی بالاتر که همانا انتخاب اوست ،چشم بپوشد .او خود را محروم نکرده بلکه لذتی عمیق تر و وفایی به عهد را تجربه می کند که هیچ لذتی بیشتر از آن و عمیق تر از آن نیست .این درست نیست که تصور کنیم با ازدواج دو نفر ،آن دو خود را از تفریح و مسافرت و..محروم کرده و به این دلیل دچار زیان شده اند.خیر ،آنها با این انتخاب ،لذتی عمیق تر را در خود ایجاد کرده ند که هیچ کدام از آن تفریحات و مسافرتهایی که به نظر ما لذت است ،نمی تواند به آنها بدهد .مهم است بدانیم که لذت ،یک انتخاب است انتخابی بر اساس خواسته و تمایل .لذتی که شهدا را چنان غرق لذت و شعف میکند که با وجد وشادی ،جان خود را در راه معشوق و هدف خود تقدیم می کنند .انان خود را محروم نکرده ان بلکه خود را لایق لذتی عظیم تر و باقی تر دانسته اند به حدی که دیگر لذات اصلا به چشم انان نمی آید.
رضا1/31