عشق خداوند به مخلوقات همواره جاری و بدون پیش فرض و هر شرطی است اما اگر فردی به تو عشق بورزد ،هیچگاه عشق را لمس نخواهی کرد، مگر زمانی که خود عاشق شده و عشق را نثار کند .عشق مادر نیز چنین است ،همواره در حال مهرورزی است، اما تا عشق پدری در شرایط بلوغ فکری ،وارد نشود، و شرطی عمل نکند ،مسئولیت پذیری و عشق ورزی در کودکان بوجود نمیاید.موضوع اصلی این است ،که رحمت خداوند همواره و بی شرط جاری است اما انکه خود بخشایش و رحیم بودن را جاری نکند از سعادت و لذت خود بودن و محل تجلی خداوند شدن بی بهره می شود یعنی خود حقیقی و رسالتی که برای آن خلق شده است را نا تمام گذاشته و زندگی را زیست نکرده است.عشق بدون شرط ،لزومه ی رسیدن به درک عشق ورزی است ،نقطه ی پایان نیست ،وجهی برای نمایان ساختن کمال خود است.
رضا9/26