لبخند بزن ..گیسوانت را رهاکن
بگذار موسیقی خنده ی تو از دلت تا جهانت را
به رقص بنشاند
شادی ؛نیایش است
لبخند ،ذکر بندگی است
برق چشمان ،نور خداست
عبودیت در مهرورزی است
گره از ابروانت بگشا
دستانت را رها کن
برقص
من در رقصم با چرخش زمین
تودر گردشی با موسیقی منظومه ها و نورافشانی خورشید
من به طواف تودر رقصم
تو در مرکز قلبت به نواختن ترانه ی رویشی
درخت، درون دانه نهان است
غنچه، در آغوش گرفته زیبایی و عطر گل را
کمال دانه در هویدایی درخت است
کمال غنچه در سفری عاشقانه از درون تا برون
به رقص است دانه در بلوغ شکفتن
به رقص است لطافت گلبرکها در نوازش باران و بوسه ی افتاب
به رقص در آی و برقصانم
با ضربان قلبت
من در تندی نفسهای تو کوک می کنم
ساز رقصم را.
نفس کشیدن در آشوب گیسوانت
لمس زندگی است
رضا9/25
پنجشنبه بیست و پنجم آذر ۱۴۰۰ | 20:51