مرگ قبل از مردن، همه جاودانگی و رها گشتن از فناست ،که آنکه خود بمیرد ،مرگ چه دارد که از او ستانده و به آغوش خود کشد؟.و مرگ قبل از مردن آن است ،که عنان اختیار خود از آنچیزی که عنان اختیارش به دست تو و برای توست ،ستانده و ابزار ابزار خود نباشیم.و این راز نوای نی است که چون تهی گردد ،نفخه الهی که همواره در حال وزیدن است ،به گذر از او در سرودن تسبیح باشد و هوای عاشقی از عبور از او در به رقص نشاندن دل عشاق که مخلوقی ،طفیل عشق است و عشق همه در نقطه ی "کن " نهان.
رضا1/30
دوشنبه سی ام فروردین ۱۴۰۰ | 22:36