چشمان تو
میخاته ی شراب عشقی است
از جنس لطافت....
در کلمه ها نمی گنجد...
هیچ رود شعری به اقیانوس چشمانت
نمی رسد
حتی در افق های دور
راستی...
ساز جشمانت
به رقص می نشاتد جهانی را و غوغایش
چه ارام می سازد اشوب دریای دل را
ایینه اطاقت همیشه سرمست و در رقص است؟
رضا۸/۳۰
یکشنبه سی ام آبان ۱۴۰۰ | 12:4