کوه یعنی
گم شدن در تنهایی
بوسیدن لبخند چشمه
رقصیدن با صدای رودی که در دل دره
عاشقی را می خواند
کوه یعنی..
سکوت صخره گشتن در آغوش صخره ها
دست زدن به گیسوان خورشید
کوه یعنی ..خلوت با خود
خود را برداشتن و رفتن
از هیاهوی سایه هایی که تو را
سایه می خواهند
از حجم اشوب بی معنایی
که حجم شنوایی ات را به نشنیدن می نشاند
کوه یعنی نیایش
رقص
عاشقی
کوه یعنی کوله باری به اندازه ی چشمان تو
جرعه ابی از خیالت
و رفتن
رفتن و رفتن
در عمق سکوت
و تنهایی
در تنهایی با تو عاشقانه ساختن
سکوتی که لبریز اوای لبان توست
رضا۸/۲۷
پنجشنبه بیست و هفتم آبان ۱۴۰۰ | 9:39