همه جا عطر تو را دارد
حتی تنهایی من
راستی میدانی
من در هوای تو نفس می کشم
کجا میخواهی به شتاب گدر کنی
جهان من
نگاه توست
و من در جهانم به رقصم
با ضربان قلبی که ساز بودن مرا
اواز میکند
کوچه های شهر
ازدحام هماغوشی شاخه ها و درختان
کوهستان روییده در سینه ی دشت
کوچه پس کوچه های دل من
رویای نیمه شب
خیال من حتی
عطر تو را دارد بودن من
رقص برگها و پلی بر روی زمان
از پیله ی تنهایی تا پرواز با مهربانی تو
همه و هیچ من
عطر نکاه تو را در هستی اش
افشانده
من
تو را نفس می کشم
رضا۴/۲۹
چهارشنبه سی ام تیر ۱۴۰۰ | 21:11