رقصنده    با    باد

شعر نگاهت

کیمیای جان است
 مستی شراب چشمانت
و آغوشت 
قربانگاه جهل و اندوه
به تو که می اندیشم 
گلبرگهای سپید نامت
می رقصند در زلال شبنم مهر
و قنوت دستانم در نوازش گیسوانت
میرسد به سرچشمه ی نور
در سوختن اشیانه بودنم بود
روییدن بذر نگاهت
این جاودانگی سر انگشتان توست
در نوازش ساز دل
که تا ابد می خواند واژه به وازه 
شعر نگاهت را
از بلندای ایستاده در فراز رود زمان
تا کوهستانی که مرا با تو اشتی داد
به فراموشی نتوان سپرد یک نفس
هوای نفسهایی که از تو لبریز است.
رضا۴/۲۹

چهارشنبه سی ام تیر ۱۴۰۰ | 17:55
رضا
مشخصات وب
رقصنده    با    باد
  • صفحه اصلی
  • پروفایل مدیر
  • آرشیو وبلاگ
  • عناوین نوشته ها
پیوندها
  • ادرس تلگرام نوشته هام
  • نقد خویشتن
پیوندهای روزانه
  • کاکتوس
  • آرشیو پیوندهای روزانه
آرشیو وب
  • مهر ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • مرداد ۱۴۰۲
  • تیر ۱۴۰۲
  • خرداد ۱۴۰۲
  • اردیبهشت ۱۴۰۲
  • فروردین ۱۴۰۲
  • اسفند ۱۴۰۱
  • بهمن ۱۴۰۱
  • دی ۱۴۰۱
  • آذر ۱۴۰۱
  • آبان ۱۴۰۱
  • مهر ۱۴۰۱
  • شهریور ۱۴۰۱
  • مرداد ۱۴۰۱
  • تیر ۱۴۰۱
  • خرداد ۱۴۰۱
  • اردیبهشت ۱۴۰۱
  • فروردین ۱۴۰۱
  • اسفند ۱۴۰۰
  • بهمن ۱۴۰۰
  • دی ۱۴۰۰
  • آذر ۱۴۰۰
  • آبان ۱۴۰۰
  • مهر ۱۴۰۰
  • شهریور ۱۴۰۰
  • مرداد ۱۴۰۰
  • تیر ۱۴۰۰
  • خرداد ۱۴۰۰
  • اردیبهشت ۱۴۰۰
  • فروردین ۱۴۰۰
  • اسفند ۱۳۹۹
  • بهمن ۱۳۹۹
  • دی ۱۳۹۹
  • آذر ۱۳۹۹
  • آبان ۱۳۹۹
  • آرشيو

آمارگیر وبلاگ

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای رقصنده    با    باد محفوظ است .