رقصنده    با    باد

با فردوسی

یکی ابلهی شب چراغی بجست          که با وی بُدی عقد پروین درست
فروزانتراز ماه و خورشید بود          سزاوار بازوی جمشید بود
خری داشت آن ابله کور دل          به جانش بُدی جان خر متصل
چنین شب چراغی که ناید به دست               شنیدم که بر گردن خر ببست
من آن شب چراغ سحرگاهیم        که روشن کن از ماه تا ماهیم
و لیکن مرا بخت ابله شمار          ببسته است برگردن روزگار
فردوسی
آدمی همان گوهر شب چراغ بی مانندی است ،که گاه با دل بستن به آن چیزی که ارزش او را ندارد ،ارزش والای خود را نشناخته و خود را خوار و زبون می کند .گاه بر اثر نشناختن گوهر وجود ،گاه بر اثر لجاجت و کینه ،گاه بر اساس تقلید و همرنگ جماعت شدن ،گاه برای لذتهای گذرا و ناپایدار...
رضا1/1

یکشنبه یکم فروردین ۱۴۰۰ | 16:35
رضا
مشخصات وب
رقصنده    با    باد
  • صفحه اصلی
  • پروفایل مدیر
  • آرشیو وبلاگ
  • عناوین نوشته ها
پیوندها
  • ادرس تلگرام نوشته هام
  • نقد خویشتن
پیوندهای روزانه
  • کاکتوس
  • آرشیو پیوندهای روزانه
آرشیو وب
  • مهر ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • مرداد ۱۴۰۲
  • تیر ۱۴۰۲
  • خرداد ۱۴۰۲
  • اردیبهشت ۱۴۰۲
  • فروردین ۱۴۰۲
  • اسفند ۱۴۰۱
  • بهمن ۱۴۰۱
  • دی ۱۴۰۱
  • آذر ۱۴۰۱
  • آبان ۱۴۰۱
  • مهر ۱۴۰۱
  • شهریور ۱۴۰۱
  • مرداد ۱۴۰۱
  • تیر ۱۴۰۱
  • خرداد ۱۴۰۱
  • اردیبهشت ۱۴۰۱
  • فروردین ۱۴۰۱
  • اسفند ۱۴۰۰
  • بهمن ۱۴۰۰
  • دی ۱۴۰۰
  • آذر ۱۴۰۰
  • آبان ۱۴۰۰
  • مهر ۱۴۰۰
  • شهریور ۱۴۰۰
  • مرداد ۱۴۰۰
  • تیر ۱۴۰۰
  • خرداد ۱۴۰۰
  • اردیبهشت ۱۴۰۰
  • فروردین ۱۴۰۰
  • اسفند ۱۳۹۹
  • بهمن ۱۳۹۹
  • دی ۱۳۹۹
  • آذر ۱۳۹۹
  • آبان ۱۳۹۹
  • آرشيو

آمارگیر وبلاگ

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای رقصنده    با    باد محفوظ است .