رقصنده    با    باد

عقل و قبله

تو سکوت میکنی و از لبان بسته ات
غزل غزل شعر عاشقانه 
میبارد تا برکه ی دل من 
برکه ای که مانده در انتظار 
پای دستان گشوده ی جنگل پاییزی
پای ترانه ی رودی آرام که از سکوت کوهستان
تا سکوت لبان تو را
میلغزد پای خیال.
عقل را برمیدارم و راه میافتم
کعبه ی قلب تو در مرکز جهان من
جهانی به مرکز تو،گرفته مرا در آغوش سخت
و من گم کرده جهان خویش را.
قبله نمای عقل در دستانم 
گام هایم در اشتیاق تو 
بال گشودن شاهپرکی است
در جستجوی نور.
میروم از دهلیزهای تو در توی اندیشه
از رودهای تفکر که میلغزد پای بوسه مهتاب
میروم از قصر شنی بازیهای بی هدف
تا قبله ای که قلب تودر ان 
مینوازد ساز افرینش را آرام ارام
عقل میبرد مرا درست تا کعبه ی قلب تو
انجا که میرسد
عقل به حیرت فرو میافتد از دستم 
به هر سوی که روی میکنم
نقش چشمان توست 
نگاهم.
عقل میبرد تا کعبه و در کعبه چه حاجت به عقل
که هر سوی قبله ی جان است و نماز عشق.
رضا7/22

چهارشنبه بیست و سوم مهر ۱۳۹۹ | 22:45
رضا
مشخصات وب
رقصنده    با    باد
  • صفحه اصلی
  • پروفایل مدیر
  • آرشیو وبلاگ
  • عناوین نوشته ها
پیوندها
  • ادرس تلگرام نوشته هام
  • نقد خویشتن
پیوندهای روزانه
  • کاکتوس
  • آرشیو پیوندهای روزانه
آرشیو وب
  • مهر ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • مرداد ۱۴۰۲
  • تیر ۱۴۰۲
  • خرداد ۱۴۰۲
  • اردیبهشت ۱۴۰۲
  • فروردین ۱۴۰۲
  • اسفند ۱۴۰۱
  • بهمن ۱۴۰۱
  • دی ۱۴۰۱
  • آذر ۱۴۰۱
  • آبان ۱۴۰۱
  • مهر ۱۴۰۱
  • شهریور ۱۴۰۱
  • مرداد ۱۴۰۱
  • تیر ۱۴۰۱
  • خرداد ۱۴۰۱
  • اردیبهشت ۱۴۰۱
  • فروردین ۱۴۰۱
  • اسفند ۱۴۰۰
  • بهمن ۱۴۰۰
  • دی ۱۴۰۰
  • آذر ۱۴۰۰
  • آبان ۱۴۰۰
  • مهر ۱۴۰۰
  • شهریور ۱۴۰۰
  • مرداد ۱۴۰۰
  • تیر ۱۴۰۰
  • خرداد ۱۴۰۰
  • اردیبهشت ۱۴۰۰
  • فروردین ۱۴۰۰
  • اسفند ۱۳۹۹
  • بهمن ۱۳۹۹
  • دی ۱۳۹۹
  • آذر ۱۳۹۹
  • آبان ۱۳۹۹
  • آرشيو

آمارگیر وبلاگ

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای رقصنده    با    باد محفوظ است .