بردگی ،شاید در ساده ترین شکل خود ،همانا زنجیر و قدرتی بود ،که انسانها را وادار می کرد ،که زیر بار زور رفته ،و بواسطه ی ترس از جان خود ،یا برای نیازهای اولیه ی زندگی خود ،جسم و اراده خود را ،تحت فرمان و اراده ی دیگری قرار دهند.این نظام برده داری در شکلهای نوین خود تقریبا همه جا حاکم است ،وقتی که تفکر و باوری را ،بدون تفکر و آگاهی و نقد ،پذیرفته و به عبارت ساده ،عملگر تفکر دیگری می شویم .چه با جبر و زور ،چه با جهل خودمان و پذیرش کورکورانه . حاکمیت باورها و خرافه ها و عادات و...که تحت عناوین مختلف از مد گرفته تا فرهنگ و .. ما را مجبور به تفکر و حرکت در قالبی معین و محدوده ای مشخص می کنند .نمونه ای دیگر از برده داری نوین است .به زبان ساده ،انسان یعنی تولید اندیشه و نمایان ساختن آن در رفتار و عمل و خلق چیزهایی که به ظهور نرسیده بود ،و هر چیزی که انسان را ،از این عطیه و موهبت الهی ،باز ستاند در جهت بردگی حرکت می کند.و اسفناک است مشاهده ی انسانهایی که به برده بودن خود مباهات کرده و آنرا به رخ دیگران هم می کشند .البته خود بودن به معنای ازار رساندن و محدود کردن ازادی دیگران نیست بلکه خود بودن یعنی ،مهربانی ،عشق ؛خلاقیت ،نور و ایجاد بستر برای آنکه دیگران خود باشند نه انگونه که باورهای ماست.
رضا12/19