ادمی نیاز دارد، به اینکه مورد توجه باشد، و فردی باشد ،که مورد توجه او باشد .این توجه ،یعنی تمرکز حواس وافکار و اعمال . این توجه را دوست داشتن اسم گذاشتن .بدون این توجه ،زندگی یک تکرار بی هدف و بی روح است .مثل زندگی بدون موسیقی ،بدون رقص بدون دیوانگی ...ادمی شاید اشتباه کند در توجه اش به فرد یا چیزی که لایق این توجه نیست ،شاید اشتباه کند از حس لذتی ،که در مورد توجه قرار گرفتن توسط فردی به او دست می دهد.اما مفهوم این فرایند کاملا درست و مطابق با سرشت اوست .اصلا دو بعد اساسی ادمی که یکی فردیت او ،و دیگری اجتماعی بودن اوست ،محصول این دو وجه انسان است .در فردیت ،از مورد توجه قرار گرفتن لذت برده و همین توجه ،می تواند باعث تلاش او برای نمایان ساختن بیشتر ،آن وجه شود و در توجه کردن ؛تلاش می کند ،توانایی خود را به ظهور برساند
رضا 8/20