تردید و ابهام
مه الودی که نمی دانیم چی می خواهیم
قطار زندگی که می رود بی وقفه
من مسافری مبهوت
در گیر این رفت وامد سرسام اور منظره ها
بی مقصد سوار شده ایم
یا سوارمان کردن وقتی مست نگاهی
می رقصیدیم در خیال
قاصدکی می رقصید با باد
ماهی کوچک لا به لای خروش رود
می رفت تا بوسه خورشید و دشت
رضا۶/۳
چهارشنبه بیست و سوم شهریور ۱۴۰۱ | 20:10