خآک کوی تو می جستم که سرمه ی چشم سازم .....چشم دل گشوده گشت و نگاهم به افلاک گشوده شد به هوای جرعه شرابی به میخانه خیالت راه می جستم که راه همه در مستی محو گشت و من ،شراب شدم.به چراغ عقل به کوی توام طلب گشتم که عقل بسوخت و به اتشش شرر کشید و اتشم بشد.
رضا۵/۲۶
جمعه بیست و هشتم مرداد ۱۴۰۱ | 10:57