در لایه های عمیق شب خاک
بذر دانه ای، به پرستش نور می شکوفد.
برانگیخته می شود، جوانه ای بر روی شاخه
در هوای افتاب و باران و نگاه.
آدمی در جستجوی خدا
به طلب یافتن خویش در سایه و افتاب است.
مرز دانایی و نادانی شاید
کمال بودن باشد.
آدمی مرزی است
تا برساند نور بودن را
همچون رودی به عطش دانه های امکان.
و من در سرودن شعر پرستش
در معبد خیال تو
نشسته روبه رویایی که هر شب
می برد مرا تا وادی حیرت
با ظرف عقل به اقیانوس خود سفر می کنم
مسافر من ومقصد من و مقصود منم
به خود که می رسم
ناظر و منظره همه تویی
رضا5/25
سه شنبه بیست و پنجم مرداد ۱۴۰۱ | 12:43