یکی از نکات اساسی که فراموش می کنیم و بدترین ضربه ها را، از آن ناحیه می خوریم تفاوت بین من و ابزار من و تفاوت بین من و مخلوق من است. "من حقیقی"، به زبان ساده و در آسانترین شکل، فرماندهی است، که ماهیت وجودی خودش، نور یا همان اطلاعات و آگاهی است، که منجر به نمایان کردن، چیزهای پنهان و ناپیدا می شود. ابزار این فرمانده، جسمی خاکی است که چون از جنس ماده است، قوانین مادی مثل کهنگی، بیماری و....بر آن حاکم است. این جسم مانند سایر جانوران، دارای غرایز یا اطلاعاتی ذخیره شده است، که بدون تعلیم و بدون نیاز به اکتساب دانش، موجود بوده و توسط او قابل بهره وری است. غرایزی مانند شهوت، جمع مال، ایمنی و امنیت جویی، دوری از خطر و....ذهن، به عنوان حافظه یا کتابخانه نگهداری دانش ها ، مغز به عنوان متفکری مقایسه گر و تحلیل گر، همه و همه خصوصیات این جسم مادی است، که به عنوان ابزار و به منظور خلق افکار و آگاهی، "من حقیقی" و جهت فرمانبری در خدمت او خلق شده است. مخلوقات این "من حقیقی" تمام خروجی هایی است، که متاثر و مخلوق عمل این من حقیقی است مثل باورها، اندیشه ها، کتاب ها، اعمال و رفتار، صنایع و هنر و همه و همه، مخلوق و محصول موجودیت این "من حقیقی" است.مشکل از زمانی آغاز می شود که "من حقیقی" را باور...عمل...غریزه و....ابزار یا مخلوق خود فرض کرده و اسیر و بنده ی چیزی می شویم که قرار است، در خدمت و مخلوق ما باشد.
رضا5/19