آدمی نه در خواب است، که بیدارش کند در نور
نه بیدار است ،که رقصد در هوای عشق
میان خواب و بیداریم
همچون قایقی میان دریا و خشکی
در لنگر
نه در دریا شناور
نه در خشکی به بستر
پلکی به رویا باز و در خیال جاری
پلکی به بیداری در بند کتاب و حساب و دفتر
نه آنم که از دیده شود پنهان
نه اینم که در چشمهاست برهنه ،لخت و عریان
هم اینم و هم آنم من
گهی آتش ،گهی چون آب
گهی بیدار
گهی در خواب
رضا1/25
پنجشنبه بیست و پنجم فروردین ۱۴۰۱ | 10:51